# شیرین_کاری
امشب باباسعید داشت مثل بقیه شبها برات کتیب میخوند کتاب دزده و مرغ فلفلی که رسید به شهر همدان و آرامگاه ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 7 بازدید
ب: مامان ببین من چکه(چقدر) تپل شدم! صبحانه مو خوردم مثل بابایی ناصر شدم ************* لغت نامه این روزها: خرد کردم= خرده کردم ماالشعیر ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 10 بازدید