بهراد خوشحال

پسر عزیزم هر روز صبح حدود 7 از خواب پا میشه و به مامانش صبحانه سفارش میده

منم آماده میکنم و میخوره بعد هم کمی کارتن تام و جری یا ... میبینه و آماده میشه همراه بابا سعید میره مهد کودک

خدا را شکر مشکل خاصی نداره فقط همش میگه خاله اعظم که مسیول دادن میوه به بچه هاست خیلی صداش بلنده و گوشم کر میشه

بهم میگه بیا مهد کودک بهش بگو یواش حرف بزنه

منم اول میخواستم به خاله شون بگو ولی بعد گفتم بذار یه نامه بنویسم ولی بعدش کلا منصرف شدم چون دیدم اگه هرروز بیاد بگه بیا اینو بگو و اونو بگو که نمیشه آخه

بهش گفتم :خوب بابایی ناصر هم صداشون بلنده

بهراد: نه صدای خاله اعظم از بابایی ناصر هم بلند ترهمتفکر

بهش گفتم منم یه معلم داشتم همینجوری صداش بلند بود دیدم اگه بهش بگم ممکنه ناراحت بشه چون هر کسی یه جوریه دیگه برای همینم هروقت داد میزد منم پیش خودم یه صدایی رو آروم در میاوردم که فقط خودم بشنوم و صدای اون اذیتم نکنه و شروع میکردم به ویزززززز ویززززززز کردن که فقط خودم می شنویدمنیشخند

بهراد هم خوشش اومد و کلی خندید و خلاصه نمیدونم چیکار میکنه

فعلا که دو روزه شکایت نکرده حتما کنار اومده دیگه بچمخیال باطل

دوست دارم مستقل و با اعتماد به نفس باربیاد

راستی برای بالا بردن اعتماد به نفس در حد المپیک چه کارایی لازمه بکنیم؟؟

شما چه میکنید؟؟

/ 4 نظر / 11 بازدید
حکیمی

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم . به نظر شما شانس کدامیک از افراد برای تصدی پست ریاست جمهوری 92 بیشتر از بقیه میباشد ؟ برای شرکت در نظرسنجی به آدرس زیر مراجعه کنید. http://khabarsaz.net/index.php/poll/5-riyasat