اولین سحری
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱ : توسط : الهه

آمد رمضان و عید با ماست

قفل آمد و آن کلید با ماست

در روزه اگر پدید شد رنج

گنج دل ناپدید با ماست

کردیم ز روزه جان و دل پاک

هرچند تن پلید با ماست(مولوی)

***********

ماه رمضان مبارک

دیشب که من و باباسعید برای سحری خوردن بیدار شدیم پسرکم هم بیدار شد و منو صدا کرد

بعد که رفتم پیشش بغلم کرد و گفت: یه احساسی دارم .احساس گریه دارم.

منم بغلش کردم و گفتم بیا پلو و قیمه بخور

یکدفعه گل از گل شکموش شکفت و اومد با  ما سحری خورد و به این ترتیب اولین سحری را در این تاریخ میل کرد.

عسل مامی که قلی به بغل خوابیدهبغل

امروز با پسری cooki درست کردیم و نوش جان کرد

علاقه فراوان عسل مامان به ماشین روز به روز بیشتر میشه طوری که ساعتها با مجله ماشین سرگرم میشهماچ

این مجله را بیش از 20 دفعه ورق زده بازم براش جذابهقلب

                                             و